تدوین سیاستهای تغییر رفتار-تحلیلهای اقتصادی
تحلیلهای اقتصادی در فرایند سیاستگذاری، روزبهروز بیشتر موردتوجه قرار میگیرد: در این تحلیلها درنهایت به دنبال این هستیم که بدانیم آیا منافع اجرای یک سیاست برای کل جامعه، بیش از هزینههای آن هست یا خیر و درنتیجه آیا از منظر اقتصادی، انجام آن بهتر است یا عدم انجام آن[۱].
تدوین سیاستهای تغییر رفتار-تحلیل اثرات جانبی
سیاستهای تغییر رفتارتا اینجا یک هدف عمده را از انجام تحلیلهایمان دنبال میکردیم: اطمینان از اینکه سیاست واقعاً اثر مطلوب را در پر کردن «شکاف» و دستیابی به وضعیت مطلوب دارد.
تدوین سیاستهای تغییر رفتار-تهیه مدلهای منطقی
پس از اینکه درک مناسبی از جامعه به دست آوردیم و علل رفتارها را شناختیم، باید متناسب با آن به تدوین سیاست اقدام کنیم. برای این کار، باید مدل منطقی اقدام را به دست آوریم و برای مداخلهها، از ابزارهای سیاست خوب استفاده کنیم. همچنین باید سیاست را از نگاه میزان پذیرش اجتماعی، اثرات جانبی آن و همچنین به لحاظ اقتصادی و حقوقی تحلیل کنیم. در چند یادداشت آینده، به برخی از این تحلیلها خواهیم پرداخت.
تدوین سیاستهای تغییر رفتار- تحلیل پذیرش عمومی
تلاش حکومتها درزمینه تغییر رفتار و استفاده از ابزارهای ناخودآگاه و نامحسوس، همواره مناقشهبرانگیز بوده است. لذا جلب پذیرش و حمایت عمومی در مداخلات دولتی تغییر رفتار اهمیت خاصی دارد و به همین خاطر، در تحلیل سیاست، باید به آن توجه نمود.
تدوین سیاستهای تغییر رفتار-سایر روشهای تحلیلی
با توجه به کمبود داده، اطلاعات، دانش و شواهد معتبر مستقیم از جامعه، روشهای قضاوتی، عملاً محبوبترین روشها در سیاستهای فرهنگی-اجتماعی در کشور ما است. از نقاط قوت این روشها آن است که عملاً فرایند شناخت از جامعه را بسیار سادهتر و در دسترستر میکند.
تدوین سیاستهای تغییر رفتار-سیاستگذاری شواهدمحور و تحلیلهای پسینی
تا اینجا روشهایی را برای تحلیل سیاست با هدف شناخت مسئله و تدوین سیاستهای مناسب معرفی کردیم. ولی فعالیتهایی که تحت عنوان تحلیل سیاست شناخته میشود، صرفاً برای شناخت مسئله و تدوین سیاست نیست. در شکل زیر[۱]، میتوانید گستره نیاز به تحلیل را در چرخه سیاستگذاری مشاهده کنید. مستطیلها نمایانگر اطلاعات سیاستی و بیضیها نشانگر تحلیلهای سیاستی هستند.
سیاستهای تغییر رفتار- انواع شاخصهای ارزیابی و یادگیری
ارزیابی معمولاً بهعنوان یکی از مراحل فرایند سیاستگذاری عمومی مطرح میشود و در خصوص آن، بحثهای فنی و تحلیلی بسیاری وجود دارد؛ در این زمینه، متنهای زیادی بهصورت تخصصی نگارش شده است که بسیاری از آنها، رویکردهای اقتصادسنجی، کمّی و آماری به این مسئله دارند. در اینجا نیز مانند یادداشتهای قبلی، چندان قصد ورود فنی به موضوع را نداریم و صرفاً جهت آشنایی مدیران و کارشناسان با مسائل این حوزه و ارائه راهحلهای کاربردی و کلان، مواردی را بیان خواهیم کرد.



