بازار نفت و گاز, برنامههای در حال انجام, حوزه های تخصصی, حکمرانی انرژی و توسعه پایدار, رویدادها, گزارش نشست موضوعی
طرح و تشریح مسئله:
رشد و دستیابی به توسعه صنعتی بیش از یک قرن جزو اصلیترین دغدغه سیاستگذاران و مسئولان کشور بوده است. تلاشهای صورت گرفته در برنامههای توسعه بعد و قبل از انقلاب و همچنین تمهیداتی همچون تأکید بر سیاستهای صنعتی و نیز صنایع و فناوریهای نوظهور و…، تحولات ساختاری لازم برای انتقال از یک اقتصاد نفتی و دولتی به یک اقتصاد صنعتی پیشرفته و رقابتپذیر پشت سر نگذاشته است. در عمده تحلیلهایی که حول موضوع توسعهنیافتگی صنعتی در ایران صورتبندی شده است، بر «درآمدهای نفتی» و ساختار سیاسی و اقتصادی منبعث از آن تأکید شده است. اما سؤال اصلی اینجاست که آیا درآمدهای نفتی مهمترین عامل عدم توسعهیافتگی ایران است؟ در این پژوهش سعی شده تا از منظر جدیدی به عدم توسعهیافتگی و ناکارآمدی صنعتی در ایران نگریسته شود و به نقش عامل آرایش سیاسی در این عدم توسعهیافتگی پرداخته شود.
سؤالات محوری جلسه:
- آیا درآمدهای نفتی اصلیترین دلیل عدم توسعهیافتگی ایران است؟
- نقش آرایش سیاسی در عدم حرکت یک کشور به سمت توسعه چیست؟ در این میان نخبگان چه نقشی دارند؟
- علل عدم شکلگیری آرایش سیاسی متناسب با توسعه صنعتی در ایران کدماند؟
تشریح بیانات سخنران:
جناب آقای درودی ادبیات نظری رایج پیرامون دلایل عدم توسعهیافتگی کشورهای نفتخیز را در سه دسته کلی طبقهبندی نمودند:
- شبه پارادایم نفرین منابع: این شبه پارادایم با تأکید بر درآمدهای نفتی، ورود این درآمدها به اقتصاد را موجب نابسامانیهایی مانند بیماری هلندی میداند
- نظریه نهادگرایی: این نظریه ورود درآمدهای نفتی به اقتصاد را به دلیل عواملی همچون مشکلات ساختاری دولت و ساختار نامناسب تولید، موجب رانت جویی هرچه بیشتر و وابستگی اقتصاد به خارج میداند.
- تبیین اقتصاد سیاسی: این تبیین بیان میدارد که ورود درآمدهای نفتی باعث گسترش هرچه بیشتر دولت میشود اما در کنار این گسترش، اقتدار دولت نیز به دلیل مسائلی همچون بوروکراسیهای موجود و ضعف سیاستگذاری کاهش مییابد.
اما رویکرد آرایش سیاسی تلاش دارد تا به یک مرحله قبل برگردد و اساساً توضیح دهد که چرا عواملی همچون ساختارهای نامناسب یا دولت گسترده و بدون اقتدار پدید میآید.
آرایش سیاسی عبارت است از «کلیه توافقها، رویهها و فرایندهای رسمی و غیررسمی که به یکپارچهسازی سیاست بهعنوان راهی برای پرداختن به اختلافنظرها راجع به منافع، ایدهها و توزیع و اعمال قدرت و درنهایت تصمیم برای توسعه یک کشور» کمک میکند. طبق این تعریف، نقش نخبگان سیاسی در طی نمودن این فرآیند و اجماع بر روی یک تصمیم بهمنظور توسعه کشور بسیار پررنگ است. نظریه آرایش سیاسی بر چهار ویژگی استوار است:
- فرایندها و رویهها: بهمنظور دستیابی به یک توافق لازم است از فرآیندهایی همچون معامله و مذاکره و همچنین کلیه رویههای رسمی و غیررسمی استفاده شود.
- رویدادی مداوم و جاری نه مقطعی: گرچه اخذ تصمیم مهمترین بخش آرایش سیاسی است اما این اخذ تصمیم امری مداوم و متوالی است.
- روابط افقی و نیز عمودی: توافقات نهتنها در سطح نخبگان، بلکه در سطوح نخبگان با رهبران و پیروان آنها نیز باید انجام شود.
- فقط جنبه ملی ندارند: توافقات باید در سطوح پایینتر از ملی مانند استانی یا حوزههای گوناگون نیز پخش و تکامل یابند.
مهمترین عواملی که باعث شدهاند در ایران، آرایش سیاسی متناسب با توسعه صنعتی شکل نگیرد، عبارتاند از:
- نظام تصمیمگیری ناکارآمد
- انتخابات گرایی
- دولتی بودن ساختار اقتصاد ایران
- موقعیت موازی دولت با دیگر قدرتها
- تکثر و پراکندگی قدرت
معرفی مهمان:

دکتر مسعود درودی
- دکتری سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران
- پژوهشگر ارشد مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری







